عشق... غصه...

اس ام اس!
برات 10 تا گل ميفرستم 9 تا طبيعي 1ی مصنوعي. تا وقتی که آخرين گل خشك بشه دوستت دارم!
![]()
می دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه دوستت دارم!
![]()
برای چندمین سال پیاپی مدال قهرمانی شنا را به دست آوردم ولی نمی دانم چرا تا تو را دیدم در دریای چشمانت غرق شدم!
![]()
هواشناسی اعلام کرد برف زود هنگام باعث یخ زدن گل های یاس شده ، sms زدم ببینم حال گلم چطوره؟؟؟
![]()
نظم عمومی وجودت را بر هم زدم ، بند چشمانت را هزار بار از اشک تر کردم ، زندانیان دیگرت را فراری دادم ، عاشق آشوبگر تو اینجاست... مرا به انفرادی قلبت بینداز...
آخه تو...
عزیزم تو جاده ی فدا شدن اون که هرگز نمی شه خسته منم
اونی که با صد امید و آرزو دلش و بسته به عشق تو منم
آخه تو پاک و نجیبی یه احساس عجیبی نکنه فرشته ایی تو
تا ندای عشق رسید بر من شوق زندگی دمید بر من
می خوام تو دریای چشات تا جون دارم شنا کنم
می خوام حساب خودم و از عاشق ها جدا کنم
فدا شدن برای تو دلیل زنده بودنه
می خوام عشق و جنونم وارد قصه ها کنم
آخه تو پاک و نجیبی تو یه احساس عجیبی نکنه فرشته ایی تو

نظرتو بنویس![]()
پیشنهادهای عاشقانه...
هر وقت که برای همسرتان کارت پستال می فرستید ، روی پاکت آن تمبر عاشقانه ای بزنید .
با ارزش ترین هدیه ممکن را برایش تهیه کنید .
بهترین جمله ای که معشوقتان برایتان نوشته است را قاب کنید و به دیوار اتاقتان بکوبید .
وقتی همسرتان در خانه مشغول خانه تکانی است ، ناهار آن روز را از رستوران تهیه و برایش به منزل ببرید .
در طول سال برای هم نقشه های عاشقانه ای بکشید .
تمام نامه های معشوقتان را با بوسه ، لاک و مهر کنید .
کمد لباسهایش را با اشعار و جملات عاشقانه تزئین نمایید .
یک عکس نامزدتان را درون کیفتان بگذارید و با غرور آنرا به اقوام و خانواده تان نشان دهید .
درون تقویم همسرتان روز تولد خودتان و تمامی سالگردها را علامت گذاری نمائید .
تمام اوقات فراغت آخر هفته را با هم به سر ببرید .
بقیه پیشنهاد ها رو در ادامه مطلب بخونید!
دوستت دارم

اجازه؟
اجازه...؟
سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات...؟ 
اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟ 
شب كه مياد يواش يواش با چشمك ستاره هاش 
اجازه هست از آسمون ستاره كش برم برات...؟ 
اجازه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم؟ 
تو هم بگي دوسم داري بارون بشم دل ببارم 
بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد بي كسي 
بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بذارم 
اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني...؟ 
خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني 
اجازه هست خيال كنم بازم مياي مي بينمت 
بااون چشماي مهربون دوباره چشمك ميزني 
طپش طپش باچشمكت غزل بگم براي تو 
بااتكا به عشق تو تو زندگي برم جلو 

نظرتو بگو !
عشق میگه...
نظر ندادی که!!!!!
عشق نمی پرسه تو کی هستی ؟
عشق فقط ميگه تو ماله منی،
عشق نمی پرسه اهل کجايی ؟
عشق فقط ميگه توی قلب من زندگی می کنی،
عشق نمی پرسه چه کار می کنی ؟
عشق فقط ميگه باعث می شی قلب من به ضربان بيفته ،
عشق نمی پرسه چرا دور هستی ؟
عشق فقط ميگه هميشه با منی،
عشق نمی پرسه دوستم داری ؟
عشق فقط ميگه دوستت دارم!


مداد سفید



همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند به جز مداد سفيد ! هيچ کسی به او کار نمی داد... همه می گفتند : تو به هيچ دردی نمی خوری . يک شب که مداد رنگی ها توی سياهی کاغذ گم شده بودند ! مداد سفيد تا صبح کار کرد... ماه کشيد ، مهتاب کشيد و آنقدر ستاره کشيد که کوچک و کوچک و کوچک تر شد...! صبح توی جعبه ی مداد رنگی جای خالی او با هيچ رنگی پر نشد...



نظر بده عزیزم
من و تو
ی

ه
هنوز
شب رفت و من بنشسته ام با گریه بیدارم هنوز
از اشک های من مپرس چون جویبارانم هنوز
در کوچه های خاطره در مأمن یاد توام
اما نمیدانم چرا امشب هراسانم هنوز
بیگانه با عشقم تویی مجنون و شیدایم هنوز
آواره ی دیدار تو هر شب پریشانم هنوز
عکس رخ زیبای تو بنشسته بر جانم هنوز
ای وای صبح آمد و من با گریه بیدارم هنوز

خوب... نظرت چی بود؟
پشت نتهای شاد موسيقی
سلام دوستان![]()
اینجا یه داستان خیلی رمانتیک و قشنگ براتون گذاشتم امیدوام از خوندنش لذت ببرین![]()
چشماشو بست و مثل هر شب انگشتاشو کشيد روی دکمه های پيانو ، صدای موسيقی فضای کوچيک کافی شاپ رو پر کرد .
روحش با صدای آروم و دلنواز موسيقی... موسيقی ای که خودش خلق میکرد اوج میگرفت . مثه يه آدم عاشق ، يه ديوونه ، همه وجودش توی نتهای موسيقی خلاصه می شد ، هيچ کس اونو نم ، ديد... همه ، همه آدمايی که میاومدن و میرفتن ، همه آدمايی که جفت جفت دور ميز می نشستن و با هم راز و نياز میکردن!
اونم میزد... از سکوت خوششون نميومد، فقط براشون شنيدن يه موسيقی مهم بود ! غمناک میزد ، شاد میزد ، واسه دلش میزد ، واسه دلشون میزد ، ... چشمش رو بسته بود و میزد.
صدای موسيقی براش مثه يه دريا بود... بدون انتها ، وسيع و آروم...
يه لحظه چشاشو باز کرد و در اولين لحظه نگاهش با نگاه يه دختر تلاقي کرد.........

اگه می خوای بقیه شم بخونی باید به "ادامه مطلب" بری!![]()
چشمهای تو

خوشگلم
نظر یادت نره![]()
به سوی تو می آیم
به سوی تو قدم برمی دارم،شمرده شمرده...
نمی دانم مقصد کجاست؟ ولی بی هدف در کوچه پس کوچه های زندگی قدم بر می دارم...
برگهای بید مجنون خانه ی مان کم کم رنگ زردی به خود می گیرند...
منم خیلی وقته که تو پاییزم ولی خبر ندارم، فصلی دیگر بدون تو برایم آغاز گشته و من دیگه هیچی نمی دونم و یا اینکه نمی توانم شکست را باور کنم...
شاید روزی برایم بهار باشد ولی اون روز هم خیلی دوره حتی خیلی دورتر از تصوراتم...
دیگه کاسه صبرم لبریزتر از همیشه شده، دیگه نیستی که واسم کاسه بزرگتری بیاری و بهم امید بدی که تحمل کن...
می دونم برای همه عشق اولش زیباست و هر چی بیشتر میگذره بیشتر در این دریا پر تلاطم فرو می روند و چه زیباست که تو شناگر قابلی باشی و از پس موجها بربیایی...
ولی من خیلی کوچیکم حتی کوچکتر از یک مورچه که تو بهش ترحم می کنی،زیر پات له نشه...
ولی من نا خواسته یا خواسته له شدم!
بگذریم که آیا زیر پای تو له شدم یا زیر پای سرنوشت؟ به هر حال بذار بگم که زیر پای سرنوشت! تا همه نگن تو عشقو واسه زیبایهاش می خواستی و حالا که به آرزوت نرسیدی می خواهی معشوقت را محکوم کنی!
من تو رو با همه وجودم می خواستم، الانشم این دردها را به جونم می خرم و می کشم...
آره سخته برام بی تو بودن وبی تو موندن...
ولی این درد تنهایی و بی تو بودن را با یاد اون روزهای بهاریمون تحمل می کنم
پس نظر چی شد؟؟؟![]()
برای عشق
برای عشق تمنا كن ولی خار نشو
برای عشق قبول كن ولی غرورت را از دست نده
برای عشق گريه كن ولی به كسی نگو
برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببينه
برای عشق پيمان ببند ولی پيمان نشكن
برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگير
برای عشق وصال كن ولی فرار نكن
برای عشق زندگی كن ولی عاشقانه زندگی كن
برای عشق بمير ولی كسی رو نكش
برای عشق خودت باش ولی خوب باش
نظر یادت رفت عزیزم!!!
تسلیت

بدون نظر نریا![]()
همسر

یه نیم نگاه ساده بنداز از پنجره به بیرون 
بـبین کـه مـن نـشستـم تنـها زیـر بارون 
آرزو دارم بـبـیـنـم روی ماهـتـو دوبـــاره
از دل عاشـق مـن که کـسی خـبر نداره
تــوی ایـن دنیـا کسـی با مــن یــار نیسـت
مـــــی خــــوام تــــو بــاشــــی یــــاورم
بــرای شـبــهــای تــارم ، کـســی نـدارم
مــــی خــــوام تــــو بـاشــــی هـمـسـرم


نننننننننننظظظظظظظظظظظظظررررررررررررررر!!!!!!!!!!!!!!!![]()
دوست داشتن
فعل ، فاعل ، مفعول
عشق ، عاشق ، معشوق
دوست داشتن ، ...... ، دوست
ا ین چه جور عشقیه که عاشق توش مهم تر از معشوقه؟
من به همون دوست داشتن هزار بار بیشتر محتاجم که حتی اسمی هم واسه فاعلش وجود نداره!
هر چی هست دوسته و دوسته و دوست.

ممنون میشم نظرتو بنویسی عزیز![]()
![]()
آغوش...
ب

بوسه
بوسه

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب
بوسه يعني خلسه در اعماق شب
بوسه يعني مستي از مشروب عشق
بوسه يعني آتش و گرماي تب
بوسه يعني لذت از دلدادگي
لذت از شب ، لذت از ديوانگي
بوسه يعني حس طعم خوب عشق
طعم شيريني به رنگ سادگي
بوسه آغازي براي ما شدن
لحظه اي با دلبري تنها شدن
بوسه سر فصل كتاب عاشقي
بوسه رمز وارد دلها شدن
بوسه آتش مي زند بر جسم و جان
بوسه يعني عشق من ، با من بمان
شرم در دلدادگي بي معني است
بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان
طعم شيرين عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه اي يك بوسه است
بهترين هديه پس از يك انتظار
بشنويد از من فقط يك بوسه است
بوسه را تكرار مي بايد نمود
بوسه يعني عشق و آواز و سرورد
بوسه يعني وصل جانها از دو لب
بوسه يعني پرزدن، يعني صعود
بی تو
ثانیه ها می گذرد ، بی وجود تو ...
لحظه ها گذشت ، در تب نبود تو...
نبودی، توی پیچ جاده هایی که بودنت را به ارمغان می آوردند ...
تنها بوسه ای برآب و تنها یادی از تو در خواب
و رویاهایی که می میرند در آرزوی تو ...
صدای پای پر شتاب غم را می شنوی ؟
غمی که قدم می زند بر وسعت قلبم
و آرزوهای خزان زده را لگد مال می کند .
و لذت می برد از صدای خش خش برگ های آرزوهای پرپرم ...
و می گذرند لحظه ها... به همین سرعت...
بی آنکه منتظر من و تو بمانند ...
بیا ...
شاید همین لحظه ها هم چشم به راه تو باشند
گناه از من ساده است ...
این آرزو ها،لحظه ها،ستاره ها،
گناه از این ها نبود که تو همه را بخشیدی و رفتی
رفتی و پشت پیچ شب پنهان شدی ...
نظرتو برام بنویس
مرسی![]()
پرداخت شد!

پسرک یک شب به آشپزخانه رفت و کاغذی را به مادرش داد . مادر دست هایش را خشک کرد و کاغذ را گرفت و فهرست بلند بالایی را روی آن دید .
برای زدن چمنها : ۵ دلار
برای تمیز کردن اتاق : ۱ دلار
برای خرید از مغازه : ۵۰ سنت
برای نگهداری از بچه : ۲۵ سنت
برای بردن آشغال ها : ۱ دلار
برای گرفتن کارت صد آفرین : ۵ دلار
برای تمیز کردن حیات : ۲ دلار
جمع: ۱۴دلار
این مادر قلمی را برداشت و پشت کاغذ پسرک نوشت :.........

اگه می خوای بقیه شو بخونی به "ادامه مطلب" برو!